ورق ها را که بر می زدی
می دانستم دل آس و پاس من
گشنیزی هم نمی ارزد برای تو
ورق ها را که می چیدی
هنوز کنارم بودی
فاصله ی دلها مان را اما
سر بازی مشق قدم آهسته می کرد.
روزها را ميگذرانيم تا به خوشبختي برسيم
بعدها مي فهميم خوشبختي در روزهايي بود که گذشت....
این شعرو یه دوست برام ریخت روی یه سی دی و یادگاری داد بهم. خیلی ازش خوشم می یاد. واقعا شعرش به دلم نشست. منم نوشتمش توی وبلاگم
از دست تو نیست دل من از گریه پره
مثه تو طاقت نداره
واسه تو هر دم میباره
دیگه اشکای من طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز میمیرن، میریزن
بی تو هر دم می بارن
تو تموم دنیامی
تو تموم حرفامی
توهمه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی
یه ستاره داره چشمک میزنه از آسمون
داره دلمو میبره ، میبره بی نامو نشون
اون ستاره همون چشمای تو آسمون
داره پر پر میزنه دلم واسه دیدن اون
تو تموم دنیامی
تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی
خدای دیگه داشتم خفه می شدم از غصه. خوب شد که تونستم با حرفای سایه گریه کنم و کمی خالی بشم. خدایا تو منو می بخشی؟؟؟ خدایا چرا مواظبم نبودی؟؟؟ خدایا حالم از اون که منو گذاشت و رفت بهم می خوره. هنوزم دارم برای بودنش و نموندنش خودمو تنبیه می کنم. خدایا من خسته شدم از این روزهای بی معنی. خدایا چقدر خدا خدا کنم؟؟ خدایا مواظب همه اونهایی که خودت می دون ی چقدر بهم این مدت با بودنشون کمک کردن باششششش
خدایا بازم اون حس مسخره و بعدش پشیمونی......
خدایا خودت بودی و بذار نگم ازش............
یه دوست خوب داشتم که باهام قهر کرده از چند شب پیش تا حالا . هر چی هم زنگ می زنم جواب نمی ده. کلی اعصابمو خورد کرده. اس ام اس هم که می زنم جواب نمی ده. منو عذاب نده تو رو خدا. نکنه حالت بد شده. خواهش می کنم بهم از خودت خبر بده........![]()
خدایا
می شه یه ذره چشماتو ببندی
و منو نبینی
. فقط برای چند دقیقه![]()
خدایا
امروز یه حس جدید داشتم. یه حسی که شاید این حس باید سالها پیش بهم دست می داد. من امروز زنده بودم و دیدم که همیشه شیرینی ها شیرین نیستن
. من می خوام برم به یه جای دور ولی خدایا
خوشحالم که می خوام همه را فراموش کنم. بهت گفتم می ترسم پاک کنم آرشیو حرفامو. آخه می خوام همیشه یادم بمونه اونی که یک سال از همه زندگیم براش گذشتم
منو گذاشت و رفت. آره چه رفتنی که تا عمر دارم به یادش غم می شینه به دلم
. نمی دونم این حس غم چیه که خدا آفرید؟؟؟؟
خدایا
بعضی وقت ها حس می کنم ماهیچه های قلبم داره منقبض می شه و با همه وجود درد را حس می کنم
. خدایا
یه ذره آرووم ترم. آخه دیشب حرفی که مدت ها بود توی دلم بود را بهش گفتم. گفتم من هیچ چی بلد نیستم. به قول خودت یه آدم خنگ
ولی خوب هر آدم خنگی حق داره توی زندگیش پیشرفت کنه
. حالا اصلا پیشرفت هم که نباشه من دوست دارم بقیه ی زندگیم را عوض کنم
. می دونی یه جایی توی همین وبلاگ یه روز به اونی که عزیز تر از جونم بود گفتم من وقتی بیام مثل یه دختر دهاتی
هستم در مقابل تو و اون گفت این حرف را نزن. آره حالا بعد از این همه ماه که گذشت من با همه ی وجودم می گم بیچاره این دختر دهاتی.![]()
خدایا
دارم بازم چشمامو خیس می کنم
اما این بار نه واسه ی اون و نه واسه ی هیچ کس دیگه. این بار فقط به خاطر خودم
که خیلی تنهام. خدایا
شکرت که این همه دوستای خوب بهم دادی که نذاشتن توی اون لحظه های سخت خودم را خلاص کنم
.
رفیق
دلم گرفته این روزها نه به خاطر خودم بلکه به خاطر تو که تنهایی و حتی بودن من هم تاثیری در تنهایی تو نداره. یعنی بودن من هم برات فایده نداره.
شرمندم که خوب نیستم تا بتونم بهت کمک کنم. راستش شروین همینه که هست البته دلم می خواد بهتر باشم ولی خوب باید اجازه بدین که کم کم یاد بگیره همه چیزو
خدایا
چرا اینقدر اشک ریختن های
مختلف به ما آدم ها دادی. من یه روز برای داشتنش گریه کردم که گریه شادی بود![]()
. و یه نیمه شب به خاطر نداشتنش![]()
![]()
. خدایا
کاش اصلا کسی را به آدم ندی هیچ وقت چون وقتی از آدم جداش می کنی
انگاری که دیگه جونی برای ادامه راه توی بدن آدم پیدا نمی شه. خدایا
می خوام بدونی من بنده ی بدی هستم
خودم هم اعتراف می کنم چون نمی تونم اونقدر خوب باشم که تو
دوستم داشته باشی. خدایا
ماها وقتی یه رفیق بد داریم می ذاریمش کنار ولی تو چی؟؟؟
بعد از این همه بد بودن هنوزم کنارمی و داری منو تحمل می کنی. خدایا
ببخش به خاطر همه چیزهایی که می دونی .
خدایا
رفیق![]()
۱- من با همه صادقم و خودت می دونی آدمی نیستم که بتونم دروغ بگم و همین باعث می شه که خیلی وقت ها بد باشم درنظر همه چون هر چی توی دلمه را به زبون می یارم......
۲- من می خوام یکی کنارم باشه که لایق همه چیز بدونمش و مطمئن باش تنهایی بهتر از اینه که یه آدم بی وفا کنارت باشه. پس من به این زودی دم به تله نخواهم داد عزیزم.....
راستی مهربونی
که می یایی و می نویسی که حرفی دیگه نداری برای من می خوام بدونی من هستم حتی اون دنیا هم که برم. وقتی یکی را دوست داری حتی اگه بمیره یادش کنارت می مونه پس منو ببخش که نمی تونم کنارت باشم برای همیشه. من یاد گرفتم یعنی همین چند ماه یاد گرفتم که همیشه زندگی اونجوری که من می خوام نمی شه پس من و تو نباید انتظار داشته باشیم که اونی که من و تو می خواهیم بشه. فقط منو همیشه سر نمازات دعا کن و بدون همیشه برام با ارزش هستی حتی اگه دیگه زنده نباشم.
خدایا
دلم می خواد بدونی خسته شدم
و دیگه می خوام جیغ بزنم. دیگه این صدا باید از دهنم با ناله بزنه بیرون و بفهمی که می خوام برم از این دنیا
و دیگه این ادم های بی معرفت را نبینم. خدایا
باید مواظب من باشی. باید کمکم کنی. خدایا
باید بدونی که من بی تو هیچم پس بیشتر بهم توجه کن. می خوام یکی باشه که من به داشتنش افتخار کنم البته نه مثل دفعه قبل. خدایا
اما نه آروم آروم بهم نشونش بده و به اون هم بفهمون من زخم های کهنه ی دلم
را آسون به دست نیاوردم که نثار هر کسی بکنم اونها را. من حتی برای لحظه های سخت زندگیم
هم ارزش قائلم پس اگه خواستی حرفی بزنی برو ببین ارزش این همه چیزی که از تظر همه بی ارزشه را داری یا نه. خدایا
بیا تو هم ببین که من توی دستام هیچ چی ندارم ولی توی دلم ![]()
![]()
.....
آره دلم
خیلی چیزها توش مونده
و هرگز و هرگز به هر کسی اونو هدیه نخواهم کرد.
خدایا ![]()
خدایا ![]()
خدایا
مرا به کم مفروش به دنیا....................
داستان درباره يک کوهنورد است که ميخواست از بلندترين کوهها بالا برود. او پس از سالها آماده سازي ماجراجويي خودش را آغاز کرد. ولي از آنجا که افتخار کار را فقط براي خودش مي خواست تصميم گرفت تنها از کوه بالا برود. شب بلنديهاي کوه را تماما در بر گرفت و مرد هيچ چيز را نمي ديد.همه چيز سياه بود. اصلا ديد نداشت و ابر روي ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همانطور که از کوه بالا مي رفت چند قدم مانده به قله کوه پايش ليز خورد و در حالي که به سرعت سقوط مي کرد از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه هاي سياهي را در مقابل چشمانش مي ديد و احساس وحشتناک مکيده شدن به وسيله قوه جاذبه او را در خود مي گرفت. همچنان سقوط مي کرد و در آن لحظات ترس عظيم همه رويدادهاي خوب و بد زندگي به يادش آمد. اکنون فکر مي کرد مرگ چقدر به او نزديک است. ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود و طناب او را نگه داشته بود و در اين لحظه سکون برايش چاره اي نماند جز آنکه فرياد بکشد: خديا کمکم کن. ناگهان صداي پر طنيني که از آسمان شنيده مي شد جواب داد: از من چه مي خواهي؟
اي خدا نجاتم بده!
واقعا باور داري که من مي توانم تو را نجات بدهم؟
البته که باور دارم.
اگر باور داري طنابي را که به کمرت بسته است پاره کن...
يک لحظه سکوت... و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد.
گروه نجات مي گويندکه روز بعد يک کوهنورد يخ زده را مرده پيدا کردند. بدنش از يک طناب آويزان بود و با دستهايش محکم طناب را گرفته بود.... و او فقط يک متر از زمين فاصله داشت!!!!
و شما؟ چقدر به طنابتان وابسته ايد؟آيا حاضريد آن را رها کنيد؟در مورد خداوند هرگز يک چيز را فراموش نکنيد .هرگز نبايد بگوييد که او شما را فراموش کرده و يا تنها گذاشته است.هرگز فکر نکنيد که او مراقب شما نيست. به ياد داشته باشيد که او همواره شما را با دست راست خود نگه داشته است.
فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.
1- تلفن زنگ میزنه
2- بچه تان گریه میکنه.
3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه.
4- لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره .
5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه.
خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کار ها رو انجام میدید، یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟
1- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.
2- گریه بچه، نشون دهنده خانواده است.
3- زنگ در خونه ، نشون دهنده دوستان شماست.
4- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.
5- سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی هستش.
تست روانشناسي حتما انجام دهيد.
به چهار سوال زير پاسخ دهيد وتصميم بگيريد:
1- اسامي 5 حيواني که در زير آمده به ترتيبي که بيان کننده ي اهميت آن حيوانات از نظر شما باشد دسته بندي کنيد.
گاو اسب گوسفند ببر ميمون
2- براي توصيف هر يک از اسامي که در زير امده است فقط يک کلمه بنويسيد.
سگ گربه خرگوش قهوه اقيانوس
3- به کسي (که البته او را مي شناسيد) فکر کنيد که بتوانيد اسم او را به رنگ ها يي که در زير آمده ارتباط دهيد لطفا براي هر رنگ فقط يک اسم بنويسيد واز به کار بردن اسم تکراري پرهيز کنيد.
زرد نارنجي قرمز سفيد سبز
4- نام يکي از روزهاي هفته که نسبت به روزهاي ديگر بيشتر آن را دوست داريد ذکر کنيد.
حالا توضيحات زير را بخوانيد.
سوال يک:
اولويت ها را در زندگي شما نشان مي دهد
گاو: به معني شغل
ببر: به معني غرور
گوسفند: به معني عشق
اسب به معني خانواده
ميمون به معني پول
اسب -گاو-گوسفند-ببر- ميمون
سوال دوم:
توصيف شما از سگ نشان دهنده شخصيت خودتان است .
توصيف شما از گربه نشان دهنده شخصيت شريک زندگي تان است
توصيف شما از خرگوش نشان دهنده شخصيت دشمنتان است
توصيف شما از قهوه نشان دهنده نظر شما در مورد زندگي زنا شويي تان است
توصيف شما از اقيانوس نشان دهنده نظر شما در مورد زندگي تان است
سول سوم:
رنگ زرد: کسي که هيچ وقت شما رو فراموش نمي کند
نارنجي: کسي است که شما مي توانيد او را به عنوان دوست واقعي خود بشناسيد
قرمز: کسي است که شما واقعا او را دوست داريد
سفيد : کسي که محبوب شماست
سبز : کسي که شما هميشه اورا تا آخر عمر به ياد خواهيد داشت
ترجيح ميدم به اين سوال جواب ندم
سوال چهارم:
آرزوي شما در همان روز هفته که نسبت به روزهاي ديگربراي شما مطلوب تر است به حقيقت خواهد پیوست.
بازم اون زخم کهنه را باز کردم و دارم چشمامو خیس می کنم برای اونی که حتی به من فکرم نکرد این مدت اما چرا؟؟؟
اون همه خاطره را گذاشتی و رفتی؟؟ آخه چرا؟؟ من چی کم گذاشتم برات بی معرفت؟؟؟ حالا نیستی ببینی شروینت داره بلند می شه تا با ادامه راه به تو آدم بی لیاقت ثابت کنه که می تونه باشه و زندگی کنه. آره تو تنهام گذاشتی ولی خدا را شکر اینقدر دوستای خوب پیدا کردم که دیگه تو برام مردی و دیگه هیچ جایی توی خاطراتم نداری.
خدایا دلم می خواد باهات بازم حرف بزنم. می بینی ۲ روزه آمدم سفر به موقع مثل قبل باهات درد و دل نکردم ولی خودم حس می کنم دارم کم می یارم بازم. خدایا شکرت که دارمش تا باهاش حرف بزنم. راستش نمی دونم درسته یا نه ولی خدایا سایه ا را از سرم کم نکن. می بینی که با بودنش بهتر همه چیزها را می فهمم ولی کاش منم بتونم برای اون کاری کنم.
چشماتو
با یه دستمال بستم و گفتم: یالا بگرد دنبال من
. اگه تونستی منو پیدا کردی بهت یه جایزه بزرگ می دم
. دستات را ول کردم و دویدم اون طرف اتاق. گفتی
: قشنگم کجایی؟؟؟ من خندیدم
و هیچ چی نگفتم. از خنده هام
حس کردی روبه روتم و اومدی به سمت من. من دویدم اون طرف پشت مبل خودمو قایم کردم
. دستاتو باز کرده بودی و دنبال من می گشتی. به هر چی می رسیدی دستات را تکون می دادی
که ببینی مبادا من پشتش قایم شده باشم. ولی من هی می خندیدم ![]()
از ته دل و تو با شنیدن صدای خنده
من می چرخیدی به سمتم. من بازم می دویدم اون طرف اتاق.
اونقدر خوب صدای نفس نفس زدن من را حس می کردی که با کوچکترین حرکتی می فهمیدی دارم می رم کدوم طرف اتاق.
بالاخره من گرفتی و محکم بغلم کردی و گفتی: مهربونم دیدی گرفتمت و من از ته دل می خندیدم![]()
![]()
و شاد بودم![]()
کوتاه گفتم که ببینی چقدر داشتن یکی در کنار لذت بخشه ولی بعضی ها با نفهمیدن و ساده گذشتن از کنار آدم ها همه چیز براشون خیلی کوچیکه و بی معنی.
اما
تو برام بزرگی ها.
اندازه ی یه بالن
. نه به اندازه ی یه فیل
. نه به اندازه ی یه دایناسور آه ببخشید ![]()
منظورم به بزرگی دریاست
. نه به بزرگی همه چیزهای خوشمزه ی
توی دنیا. آخه نمی دونی من شکمو هستم؟؟؟ ![]()
![]()
بابا
می گم تو برام بزرگی حالا به بزرگی هر چیزی که به نظر تو بزرگه. ولی مگس کش یادت نره.![]()
آهای
منو بندازی پیش عنکبوت ها می زنمت ها
. اصلا یه پارچ آب یخ می ریزم روت
وقتی خوابیدی. وای نمی دونی کلی بلا هست که وقتی شیطون بشم سرت می یارم پس حواست باشه
. اما خدا
نکنه سگ بشم.
به اندازه هر چی سگ توی دنیاست بهت پارس می کنم و گازت می گیرم
.
گوجه سبز
مهربون. تا حالا فکرشو کردی چرا همه چیزت مثل شرک است؟؟؟ می خواهی بدونی؟؟؟
باشه می گم بهت: ![]()
آخه تو یه غولی ![]()
![]()
اما می دونی من همیشه دوست داشتم با یه غول زندگی کنم:
مثل
شرک
یا یکی مثل beauty & the beast
می دونی کلی حرف دارم که خودم خندم می گیره وقتی فکرشو می کنم که باید همشو به تو بگم. شاید هم ترسیدم و نگفتم. ولی کلاتو محکم بگیر که دارم می یام بزنم بکشمت![]()
![]()
![]()
![]()
حرف زدن با تو با وجود اینکه برام لذت بخشه ولی نمی دونم چرا خسته می شم از بعضی حرفات که هزار بار تکرارش می کنی. خیلی خودمو گرفتم که بهت نگم ولی نشد. اون بغض بزرگی که توی گلوم بود داشت خفم می کرد. اما اشک نریختم. می دونی چرا؟؟ چون تو گفته بودی آبغوره گرفتن ممنوع است. جالبه حرفا و چیزهایی که دلم آزار می ده و روی دلم سنگینی می کنه شنیدنشون باعث می شه بدنم هم درد بگیره.
.....................
راه را پاها می ره
اما چشم می ترسه
چشمهاتو ببند
برای بودن با جاده بهشون نیازی نداری
گوشات و پاهات کافی هستن
و دلت که باید بدی به جاده
اونجایی که خیلی تاریکه و جاده را نمی شه دید
امید قدمهاتو تصحیح می کنه
و در راه درست قرار می ده
اینقدر نترس
هر چی پیش بیاد
تو از پسش بر خواهی آمد
باید یقین داشته باشی
باید اعتماد داشته باشی
اگه اعتماد داشته باشی ترسی در کار نیست
نباید بترسی
و اگه می ترسی اعتماد نداری......
.........